ترکان پارسی گوی
تألیف این کتاب بمقصد توضیح ارتباطات تاریخی و فعلی اقوام تورک و تاجیک تهیه شده است، تا خوانندهگان بخوانند و بدانند که روابط فرهنگی، اجتماعی، فزیکی، اقتصادی، هموطنی، هممذهبی و همسویی و همزیستی در تاریخ آسیای مرکزی اندر میان تورک و تاجیک روشنترین و حقیقیترین مسایل میباشد که تردیدی در آن وجود ندارد
ثقافت و کلتور مشترک، همخونی و تداخل لغات دو زبان تورکی و فارسی تاجیکی با یکدیگر از فرضیههای نعمات آسمانی محسوب میگردد. در قسمت تداخل زبان تورکی اوزبیکی در تاجیکی را به دائرةالمعارف کشور دوست تاجیکستان مراجعه گردد و نیز سالها پیش این قلم کتاب «فرهنگ تاجیکی» را تألیف و بطبع رسانیده بودم، که نمایانگر قرابتهای این دو قوم تورک و تاجیک میباشد
زبان فارسی دری گرامیان تورکان هزاره، چونکه بصورت قطع تورکیالتبار میباشند، استاد شاه علی اکبر شهرستانی لغات مشترک تورک و دری را تا حدی در یکی از کتابهایشان توضیح داده اند
بزرگانیکه اسمایشان در این کتاب درج گردیده، فقط از نمونۀ از شعرای ذواللسانین میباشند و شاید هم دهها هزار تورکی زبان بفارسی اشعار زیبا و پر معنی و کیف سروده باشند که آوردن همه آنها وقت کافی و کار زیاد ضرورت دارد. از جانب دیگر بسی از آنها شناخته نمی شوند که تورک اند یا تاجیک، مثلاً ابن سینا، ظهیر فاریابی و خاتمالشعراء حضرت جامی و غیره که تسلط کامل بزبان تورکی داشته و اشعار تورکی دارند، آنها را نمیتوان بصورت قطع تورک ویا تاجیک شمرد، و نه تنها آنان بلکه همه شعرای تورک پارسیگوی را مال مشترک هردو قوم تورک و تاجیک بشمار میآوریم.
اگر غزنویان بزرگ به سرداری سلطان محمود کبیر که باعث سرودن شهنامه شده، سلجوقیان با فرهنگ، غوریان نامدار، تیموریان دانشمند و جمله زعمای تورک را در خصوص انکشاف زبان و ادبیات فارسی در نظر بگیریم، متوجه یک موضوع میشویم که زبان فارسی را زبان خود دانسته و اقلاً زبان دوم خویش میپنداشتند، گویا اینکه این زبان برایشان بیگانه نبوده و نزد اخلاف شان نیز همان مفکوره دوام داشته است
هر حکمتیکه تصور میشود زعمای تورک که زیادترین حکومتهای شرقی بدستشان بوده در خانه بـه تورکی سخن میگفتند و در دفتـر بفارسی و نام آنرا (زبان درباری) گذاشتند، و آیا میشود این بزرگان را که آب دهنده و احیاء کننده زبان آهنگین فارسی میباشند بیگانه شمرد؟
زبان تورکی از بزرگترین زبانهای دنیا و از منظمترین زبانهای میباشد که گرامر و قواعد آن، در زمانهای بسیار پیش از اسلام بقوام رسیده بود چونکه ختائیانیکه اکنون در خاک به اصطلاح چین بسر میبرند اجدادشان در تمدن از چینیها کمی نداشتند، دیوان لغاتالترک محمود کاشغری خود نمایانگر آنست که هزار سال پیش در این زبان «فرهنگ» نوشته شده است. و بنگرید «ماناس» قیرغیزها را که مقدمتر از نوشتۀ هومر یونانی میباشد.
از بسکه طوایف تورک در تاریخ شرق و غرب حکمروایی کرده اند اکنون در عصر ما از طریق «دی. ان. ای» ثابت شده است که بلندترین خونها، خون تورک در رگ مردمان شرق و غرب وجود دارد
اگر به تواریخ خلجها «خلجائیها» نگاه شود، خلجها با صد روایت اصلیت تورکی دارند، نگاه بفرمائید به اسناد تاریخی به نوشتههای مؤرخین از جمله نوشتۀ جناب «جواد هئیت» به عنوان «سیری در تاریخ زبان و لهجه های تورکی» چاپ تهران، دکتور جاوید، جلال الدین صدیقی، حدودالعالم، محمدزاده صدیقی و دیگران
اکنون خلجها که در افغانستان بنامهای غلزیها و خلجها یاد میشوند در ایران اطراف شهر قم به هزاران آنها بزبان تورکی خلجی تکلم مینمایند، دلچسپتر اینکه این لهجه قدامتش زیاد است و میتوان گفت که در سیستان بوقت حکمرواییهای سکاها، سکزها ویا ساکزاها، که سهاک وغیره کلمات از آن اشتقاق شده زبان خلجی مروج بوده چونکه حکام همه از شارهای تورکان توکیو بشمار میرفتند
فرخی سیستانی از جملۀ همان قبایل تورک خلجیها بوده و گفته اند که سیستان حدود بین توران و ایران را تشکیل میداده شاهان پیش از احمد شاه ابدالی، چون میرویس هوتکی، شاه محمود، شاه حسین و شاه اشرف از بقایای خلجهای افغانستان میباشند
در قسمت مولای روم که آیا تورک است یا تاجیک جنگ هفتاد و دو ملت در جریان است وی در نسب تورک بر حال و در قوم قانقولی و در خون ارتباط میگیرد به قانقولیهای خوارزمشاهان، با آنکه تولد و وطن او بلخ است، بنگرید به نوشته شهرستانی و دیگران
هدف اصلی در متن این کتاب طوریکه گفته شد شرح و توضیح ارتباطات غیر امکان ناپذیر دو قوم تورک و تاجیک میباشد. امیدواریم که این متن دوستان را آزرده نسازد، چونکه حقایق آورده شده است
این کتاب در حقیقت مجموعۀ مقالاتی میباشد که در سالهای مختلف تحریر یافته، مثلاً سوانح استاد سلجوقی در ایران بچاپ رسیده، امیر خسرو در هند و قس علی هذا
Hiç yorum yok