تاریخ ترکان افغانستان
باری دولتمرد برهمنتباری از کشور هند در خطاب به فرزند دانشآموزش در ارتباط به تاریخ آسیا که عزیز میهن ما در قلب آن موقعیت دارد از زندان ضمن نامهیی چنین نوشته بود: «وقتی تاریخ بخوانی خواهی دید که روزگاران دراز و دورانهای ممتد آسیا و تمدن آسیایی به همهجا مسلط بوده است، مردمان مختلف و گوناگون همچون امواج پشت سر هم از آسیا حرکت کردهاند آنان در اروپا به تاخت و تاز پرداختند و در ضمن اروپا را متمدن ساختند، سکاها، هونها، عربها، مغولها و ترکان هرکدام از یک قسمت بودند و بعد در سایر قسمتهای آسیا و اروپا پراگنده شده اند». (1) در تاریخ گرامی میهن ما همۀ این مردمان در برهههای از زمان نقشی دارند و برگهای از آن به ایشان اختصاص پذیرفته است. البته پژوهش و کند و کاو در مورد همۀ اینان از حوصلۀ این نوشته بیرون میباشد در اینجا روی سخن ما فقط با ترکان کشور است، ما آنانرا در لابلای تاریخ عزیز وطنمان بگونه همه جانبه به شناسایی میگیریم تا بررسی آغازین باشد با هموطنان ترک زبان ما در این راستا که شاخه اند از درخت پرشاخ و برگ زبانهای اورال – آلتای. دربارۀ زبان، ادبیات و تاریخ ترکان بصورت عمومی البته در زبانهای مختلف در کشورهای گوناگون جهان کتابهای زیاد نوشته شده و دانشیمردان زیادی در کانونهای پژوهشی و تحقیقی مختلف در دانشگاههای بلندآوازه دنیا در شرق و غرب در این پیوند به تحقیق و تتبع و بررسی سودمند مصروف میباشند. لیکن در عزیز میهن ما با دریغ و اندوه فراوان باید یادآور شد به علل گوناگون سیاسی (بهویژه سیاستهای شوونیستی) در یکصد سال اخیر همواره در اینباره تجاهل و انکار، نفی و سکوت و اغماض شده و دانشمندان ما به جز از چند تن محدود آنهم در سالهای اخیر بگونه جسته و گریخته اینجا و آنجا مقالات و نوشته های داشته اند دیگر چیزی که در این عرصه قابل یادآوری باشد انجام نداده اند. درحالیکه ترکان کشورمان علاوه از آنکه در بدخشان، قطغن و ترکستان( ) اکثریت را تشکیل میدهند در سایر ولایات کشور نیز بگونه پراگنده و جمعیت قابل یادآوری بود و باش دارند. عزیز کشور ما افغانستان در درازنای تاریخ شاهراۀ مهاجرتها و مهاجمتهای مردمان مختلف بوده است، این امر به آن سیمای یک کشور بسیار ملیتی را داده است، امروز در آن اقوام، قبایل و ملیتهای گوناگون با زبانها و گویشهای متنوع، ویژهگیهای خاص اتنیکی خویش زنده گی میکنند، این مردمان در طول تاریخ پر افتخار خود برای آزادی و استقلال میهن خویش قربانیها داده و حق هموطن بودن را بدست آورده اند بگفتۀ دانشی مردی: «هموطن بودن البته به نژاد و زبان بستهگی ندارد با درنظرداشت واقعیتهای عینی جامعه ما باید تمام افراد وطنمان را از هر قوم و طایفهییکه باشند و به هر زبانی صحبت نمایند دوست داشته باشیم و همه را برادر و برابر بدانیم، زیرا اتحاد و یکپارچهگی را تنها در اشتراک همه هموطنان خویش در مسکن آبایی و مشترکمان به وجود آورده میتوانیم و بس؛ با ادغام و ضم و الحاق ملیون ها هموطن در ملیون های دیگر این هدف مقدس برآورده نمیشود» این گرامی دانشی میافزاید: ابراهام لینکن رئیس جمهور فقید ایالات متحده امریکا گفته است: «همه را برای همیشه نمیتوان فریب داد» این گفته مثل گونۀ وی در جامعه امروزی ما صدق میکند، «فریب دادن مردم نتیجۀ جز فریب دادن خود ندارد، سر انجام حقیقت برملا میشود، فریبکاران و حقهبازان رسوا و روسیاه میشوند و دود غرضورزیها و ندانمکاریها ولو انگیزه و پیرایه به اصطلاح وطنپرستانه و ملیگرایانه هم داشته باشد به چشم همۀ آنانی خواهد رفت که دست به چنین اقدامهای غیر اسلامی و انسانی مییازند». افزون بر اینها اسلام و مسلمان بودن نیز از سدههاست که عنصر اساسی موجودیت ملی ما را تشکیل داده است. در اسلام ترک و تاجیک، هزاره و پشتون، عرب و عجم، سیاه و سفید همه یکسان و برادرند و کسی ویا قومی جز به تقوی بر دیگری برتری و رجحان ندارد. بدینگونه وقتی ما هموطنان خویشرا بگونه اسلامی و انسانی شناختیم و از ویژهگیهای زبان، عادتها و اخلاق آنان آگاهی درست حاصل نمودیم آنوقت ادعای دوست داشتن و از خود دانستن ایشانرا بگونه درست و لازم آن کرده میتوانیم. با تجاهل و انکار، نفی و سکوت و اغماض و فروگذاشت و دسیسه و توطئه علیه یکدیگر ملت واحد و یکپارچه آگاه و بیدار ساخته نمیتوانیم، باید همه هموطنان ما در بـرابر قانـون حقـوق مسـاوی و برابـر داشتـه باشـند، ویژهگیهای زبانی و فرهنگیشان محترم شناخته شود. گذشته از اینها در حصه شناسایی هموطنان بدخشانی ما بویژه پامیریها، (اشکاشمیها، روشانیها، شغنانیها، سنگلیجیها، مونجانیها، وخیها، یدغهها، بزغلانیها، یغنانیها...) و همینگونه اروشریها، اورموریها، برتنگیها و پراچیها، پشهیی و نورستانیها و بلوچها و هزارهها میهنمان که کمتر شناخته شده اند باید نوشتههای از این دست ولو ابتدائی و آغازین باشد تألیف، ترجمه و تدوین و ترتیب گردد، تا هموطنان ما زبانهای همدیگر را بگونه بهتر و خوبتر به شناسایی بگیرند و در نتیجه تفاهم، آشنایی و همدلی بیشتر با یکدیگر پیدا کنند، در رسیدن به همدلی دانستن زبان همدیگر شرط آغازین و لازمی شمرده میشود. بهر حال میرویم به اصل موضوع یعنی شناسایی ترکان کشورمان که روی سخن با ایشان است. گرچه هنوز که هنوز است برخی از نویسندهگان و پژوهشگران و محققان ایرانی و افغانی در گرماگرم اپیدمی اشرافیت چگونهگی خویشتن را گم کرده و خودرا یک سر و گردن از دیگران بلندتر میشمارند و در لحن گفتار آنان جز بلندپروازی را نمیتوان جستجو کرد ولی ما در اینجا با آنان کاری نداریم انگیزه کار ما تنها و تنها بررسی و بازجویی بیطرفانه علمی تاریخی در شرایط حاضر کشور ما تا حد امکان در مورد ترکان وطنمان میباشد.
برهانالدین نامق

Hiç yorum yok