پژوهشی در بارۀ سمایی (Samayi)
داکتر سعید عظیمی
پژوهشی در بارۀ سمایی
یادآوری: یکی از دوستان در بارۀ قوم سمایی پرسیده بود. از ایشان در باره این قوم و محل زیست شان پرسیده شد، چنین معلومات دادند: مردم اولسوالی بلچراغ از چهار قوم تشکیل یافته اند: 1. قوم سمای 2. قوم تورک 3. قوم تورکمن 4. قوم میرزا.
در زیر پاسخ سوال ایشان را میخوانید:
در افغانستان توپونیم سمای مشاهده نشد. بیرون از افغانستان، سمای قریهیی در منطقه آینه بولاق ولایت قزاقستان شرقی است. همچنان، جان سمای نیز شهری در حوزه ابای در شرق قزاقستان است که در دو طرف دریای ایرتیش موقعیت دارد. این منطقه درگذشته سیمی پلاتینسک نامیده میشد. بعدتر به سیمای یا سیمهی تغییر داده شد و در قزاقی سهمهی یا سمای نوشته میشود. طبق افسانههای موجود، گویا درگذشته در محل صومعه بودایی موجود بوده که از بین رفته است. شهر در نزدیکی سمای تاو (کوه سمای) موقعیت دارد. در ضمن، در شبهجزیره کریمیه به نام سمای قریهیی در منطقه جانکوی ثبتشده است. به نام سما و سمای قریههایی در مربوطات ولایت مازندران در ایران موجود است.
سمای و سمان یا سامان اتنونیم قدیمی تورکی است که در سایبریا و منطقه آلتای معمول بود (واسیلیویچ، ص 139-145). [این که سلسله سامانیان را دارای ریشه ترکی میدانند، با این اوروع باستانی تورکی سمای، سمان یا سامان ممکن است ارتباط باشد-یارقین]
این نام در میان تورکهای سایبریا، مردمان تونگوز، منچو، سمویید و اوگریک به اشکال مختلف ثبت گردیده است. نام شمن نیز احتمالاً به همین اتنونیم ارتباط دارد. این نام در میان اقوام مختلف سایبریا نظر به خصوصیتهای زبانی هر یک به اشکال مختلف دیگر ثبتشده است(5).
اتنونیم سمای در آسیای میانه در میان قزاقها ثبتشده است. اریستوف اوروغ سمای را ذکر مینماید. در نیمه دوم سده نزده در منطقه تورغای اورینبورگ، شماری از اهالی به پرورش گاو اشتغال داشتند. در این جمله اوروغ بالته گیرای موجود بود. اوروغ بالته گیرای دارای شاخههای فرعی به نامهای سمای، قره کمپیر، بای قوچقار، ال قوچقار و قوچایه است (اریستوف، ص 142). این اوروغها به قبیله گیرای یا کیرای ارتباط دادهشدهاند. شاخههای دیگر کیرای شامل اباق کیرای، قورسری، مرکیت، و غیره اند. طبق معلومات منابع چینی به نظر میرسد، پس از سقوط خانات اویغور، تورکهای منطقه به شمول اوروغهای تیلی، گاوکی و توکیو با کیرایها متحد گردیدند.
واسیلیویچ اوروغ سمای را در میان قرغیزهای سایبریا در مناطق کوکچه تاو و آق مولا ذکر مینماید. او موجودیت نامهای متاکای، سمای، اواق و چوقان را در میان کیرایها به منشأ جنوبی قومیت سمای ارتباط میدهد. در ضمن، موجودیت سمایاگاتای را در منطقه سایان آلتای به این اوروغ مربوط میداند. او، در جنوب آسیای مرکزی در میان مغولهای کوهستانی از شیرا یگور نام میبرد که تنگوتها سیامار مینامیدند (5). ازاینرو، سمای را به مردمان تونگوز-منچو مربوط میداند و بالاخره آنها را به مردمان باستانی بای سوبایا در وادی ینیسی ارتباط میدهد.
طبق احصاییه های نیمه اول سده نوزدهم، در ناحیه اواق منطقه امان قرهگی اوروغ سمای همراه با اوروغهای جانسری، بودالی، ایرنچی اواق، چایگوز، متهکای، سوان، ایسن باقتی، قانتای، تازدا کیرای، چغالاق، قره کمپیر، کالوکی، آقتاج، قنجغهلی، بغنهلی، تاز، اوزون توروایغیر قپچاق، باریاقشی، تغاچ و غیره یکجا ساکن بود (اریستوف، ص 155). سمای در جمله شاخههای فرعی اوروغ کیرای ذکرشده است.
در ضمن، طبق منابع روسی قبیله کیرای و شاخههای فرعی آن در منطقه آق مولا و کوکچه تاو قزاقستان گزارششده است. در این منطقه شاخههای فرعی متعدد کیرای به شمول متاکای، سمای، سویان، ایسن باقتی، بکاتای، کوسری، بوراس، قورمان و تولکه ساکن بودند (اریستوف، ص 157). ولی، طوری که در بالا ذکر گردید، واسیلیویچ سمای و شاخههای دیگر را به قرغیزها ارتباط داده است
در جای دیگر اریستوف درباره اوروغ ایسیک بحث نموده، سمای را شاخه فرعی ایسیک ذکر مینماید. طبق همین منبع، اوروغ ایسیک دارای دو شاخه فرعی به نامهای توغونچی و آق سره هست. شاخه توغونچی دارای شاخه فرعی به نام کدیرگول است. کدیرگول به نوبه خود دارای شاخههای فرعی کوچکتر به نامهای توغوی بای، سایتق، سمای، سای مورات، ایش مورات و بای مورات است (اریستوف، ص 158). اوروغ ایسیک شاخه فرعی قبیله بای اولی قزاقها است.
طبق منابع قزاق و روس، منطقه سمای محل سکونت گروههای مختلف ازجمله نیمانها و کیرایها بوده است. در اوایل سده هژدهم میلادی روسها آن را اشغال مینمایند و به نام سیمی پلاتینسک یاد میگردد. به فرمان تزار قلعهیی در منطقه اعمار میگردد. درواقع این محل منطقه مرزی بین روسیه و تورکستان محسوب شده و زمینه را برای تجارت طرفین مساعد میساخت. در سده نوزدهم میلادی نویسنده مشهور روسی داستایوفسکی پس از تبعید، برای پنج سال در این شهر زیست و کتاب "خاطرات خانه اموات" را در این شهر نوشت(9).
نام سیمی پلاتینسک از اصطلاح هفت اتاق بودایی قلماقها گرفتهشده است که ریشه آن به عدد هفت روسی یا سیم برمیگردد. دانشمندان روسی درباره این صومعه بودایی تحقیقات زیادی انجام دادهاند. طبق این تحقیقات، قلماقها این اتاقها را درخان جورجینکت مینامیدند (
. این صومعه بودایی دارای هفت اتاق بود که در جریان جنگهای قلماقها و قزاقها در نیمه دوم سده هفدهم تخریب گردید. اما ارتباط نام این توپونیم با اوروغ سمای روشن نیست. احتمالاً نام اوروغ سمای و کوه سمای تاو به هم مرتبطاند. این کوه در نزدیکی شهر سمای یا سیمی پلاتینسک سابقه قرار دارد. شاید هم از سبب سکونت اوروغ سمای در محل به کوه مجاور نام سمای تاو دادهشده است.
ریشه سمای نسبت قدیمی بودن نام این اوروغ روشن نیست. سمای در قزاقی به شقیقه (2 و
و سمای سویک هم به استخوان شقیقه یا استخوان پشت گوش گفته میشود (1). سمای در میان مردمان آلتای و تورکهای چوواش نام مردان است. تیلنگیتهای آلتای بر این باورند که اجداد شاخه آق قپچاق آنها سما نامیده میشد که افسانههای زیادی درباره او وجود دارد.
سمای در "نسب نامههای 92 باوی اوزبیک" ثبت نشده است. شاید اوروغ کوچک بوده و در ترکیب اوروغهای دیگر با اوزبیکها یکجا شده باشد. اما در "نسب نامهها اوروغ کیرای" (ایلمرادوف، ص 22 و 23 و 26 و 34) و اوروغ قزاق (ایلمرادوف، ص 32 و 33) ثبتشده است. ممکن است، اوروغ سمای از طریق یکی از اینها داخل شده باشد. در حال حاضر، سمای در ترکیب قزاق کیرای در شاخه اشهمیلی یا اچهمیلی قزاق شامل است (موکانوف، ص 28).
سمای در جمله اوروغ واق قزاقها نیز ثبت شده است. اوروغ واق دارای شاخههای فرعی به نام جان تیلی و جان گیلدی است. اولی دارای شاخه فرعی به نام ایرگنکتی واق است که به شاخههای ذیل تقسیم شده است: بارجقسی،شایکوز، قرهشه، اجی بیک، ابرای، ملای، قودایقل، توقای، سمای، قورای، قتای و کیندیکای (موکانوف، ص 67).
سمای در جمله شاخههای قونراتها (قونغرات) نیز ذکر شده است. در نیمه دوم قرن هفدهم میلادی اوروغ قونغرات قزاقها در حدود تاشکینت، بخارا و خوقند با اوروغهای اوزبیک میزیستند. قونغرات دارای شاخههای عمده جامانبای، جیتیمیر، بوچبان، سنگیل، امانبای، بایدار، جاندار و کولون شاک بود. سمای به شاخه فرعی سنگیل مربوط است. شاخههای فرعی سنگیل قرار ذیل ثبت شده است: منگیتای، آقپای، نوربای، سمای، بوکای، قره تیلیس، قوشقار، قره کمپیر و تاییس (موکانوف، ص 65).
اینکه اوروغ سمای چی وقت به شمال افغانستان آمد؟ روشن نیست. در دوره شیبانیها، اوروغ مینگ و قیرق با نیروهای شیبانی خان به وادی فرغانه جابجا گردیدند. در دهه 1730 میلادی در جریان جنگهای بین قزاقها و قلماقها بخش بزرگی از اوروغهای اورته یوز قزاق در وادی فرغانه سرازیر شدند. اوروغهای قزاق با اوروغهای اوزبیک ساکن در وادی مخلوط گردیدند. بخشی از این گروهها به نام قورهمه یاد گردیدند. احتمالا در همین دوره بخشهایی از اوروغهای قزاق و اوزبیک با نیروهای خانات بخارا در شمال افغانستان جابجا شدند. شاید سمای در جمله نیروهای اوروغ مینگ و یا قپچاق در حدود فاریاب ساکن گردیده باشد. از احتمال دور نیست که نمایندههای اوروغ سمای در مناطق دیگر هم حضور داشته باشند.
مأخذها:
1. Қазақ сөздігі: Қазақ тілінің біртомдық үлкен түсіндірме сөздігі
Құраст.: Н.Уəли, Ш.Құрманбайұлы, М.Малбақов, Р.Шойбеков жəне т.б, Алматы 2013
2. Qazaq-Turkcesi Suzlugu
Tercume: Hasan Oraltay, Istanbul 1984
3. Труды по истории и этническому составу тюркских племен
Аристов, Бишкек: Илим, 2003 А.. Н
4. Биоморфология терминдерінің түсіндірме сөздігі.
Г.К. Жаңабекова, К. Жаңабеков; Алматы 2009
5. Этноним саман — самай у народов Сибири
Г. М. Василевич, // Советская этнография. — № 3. — С. 139—145.
6. Зарафшон воҳаси ўзбек халқи этник гуруҳлари
Н. Элмуродов, Самарқанд давлат чет тиллар институти, 2008
7. Этнический состав и расселение казахов Среднего жуза
М. С. Муканов, Изд-во "Наука", 1974
8. Семь палат
9. История города Семей
Hiç yorum yok